تبصره گیل، قاسم بزرگ زاده، وکیل پایه یک دادگستری: مرگ نه فرایندی سرد، بیچهره و بیمارستانی، که تجربهای شخصی و معنادار است؛ لحظهی نهاییِ خودآیینی انسان و گونهای «بیان» که ذرهذره در طول زندگی، و متناسب با سبک زیستنِ او شکل میگیرد. مرگ نه پایانِ معنا، که واپسین امکان معنا دادن است؛ لحظهی مواجهه با حقیقت و در عین حال رخدادی بینالاذهانی. همه میمیریم، اما چهرهی مرگِ هرکس مختص اوست. مرگ به ما یادآوری میکند که مالک مطلق جهانِ خود نیستیم. مردن اگرچه بهعنوان «فعل» در زبان صرف میشود، اما نه آخرین کنش و اثر، که آخرین امتحان انسان در این ساحت وجودی است. چنانکه سهراب میگوید: «مرگ پایان کبوتر نیست». شاملو اما مرگ را «آستانه» میبیند؛ جایی که هنوز هست، اما دیگر تعلقی ندارد؛ از انسان بودن دست نمیکشد و از داوری اخلاقیِ جهان نمیگریزد.
استاد احمد بزرگنیا، از وکلای شریف و تأثیرگذار کشور که همواره در اعتلای حرفه و صنف وکالت دادگستری اهتمام داشتند، از میان ما رفتند. سی سال از نخستین دیدارم با ایشان میگذرد و هر مصاحبت برایم فرصت، امکان و درسی شگفتانگیز بود.

تازه فارغالتحصیل شده بودم. یکی از آشنایان پروندهای در دادگستری فومن داشت. همراه او به دفتر آقای بزرگنیا مراجعه کردیم و پس از طرح موضوع، ایشان علاوه بر محبت و احترام دوستانه، با ملاحظهی مستندات اظهار کردند که: «احتمال بسیار به ردّ دعوی در جلسهی اول دادرسی میرود و نیازی به ورود وکیل نیست.» آرامش، وقار و متانتِ این مرد بزرگ همیشگی بود.
در این اواخر، با آنکه با رنج بیماری درگیر بودند، چند بار دربارهی مسئلهای در حوزهی مدیریت شهری تماس گرفتند و هیچ از درد و بیماری نگفتند؛ مردی که حتی در بستر ناراستی نیز از راستی دست نکشید.
گمانم سال ۱۴۰۰ بود که در گالری خانم طهماسبی (عروس آقای بزرگنیا) برنامهای فرهنگی به مناسبت بزرگداشت خیّام برگزار شد. یادشان به نیکی؛ جنابان احمد بزرگنیا و احمد قربانزاده—دو دوست قدیمی—حضور داشتند و سخنران، آقای دکتر سینا جهاندیده بودند. در آن جلسه دریافتم که آقای بزرگنیا در حوزهی ادبیات و فلسفه چهمایه ژرف و پرشور است؛ وکیلی فرزانه و جامعالاطراف. بدیهی است بسیاری از همکاران جوان که بهتازگی به خانوادهی بزرگ وکلای دادگستری پیوستهاند، محضر وکلای شریف و دانشمندی چون احمد بزرگنیا را تجربه نکردهاند. بر ما نسلهای میانی است که به بزرگداشت و یادکرد این بزرگان بپردازیم و سرمایههای اجتماعیِ خود را پاس بداریم.ش